شناسنامه مجله رفاه نوجوانان

رفاه نوجوانان در شرایط مطرح شد که وطن محبوب ما افغانستان تازه از جنگ رهایی یافت.
در همان وقت من طفلکی بودم نه ساله(میزان ۱۳۸۳هجری شمسی)که پا به عرصه مطبوعات ماندم. قبلاْ در چهار سالگی شعر گونه های نا موزون می سرودم و در28 اسد آخرین جشن طالبان در تالار رادیو افغانستان در مسابقه شعر خوانی کشور شرکت و جوائز نیز گرفتم . عضو افتخاری انجمن شعرای کابل شدم و در مجالس شعر و ادب شرکت فعال داشتم . بعد از سال 1380 به محافل شعر و جشن های رسمی شعر می گفتم و در برنامه اطفال تلویزون سهم فعال داشتم . مستقیماً به صنف دوم در تهیه مسکن شهر کابل شامل مکتب شدم و سال بعد به صنف چهارم ارتقا نمودم . بعد ها بنابروظیفه پدرم به شهر پدری ام یعنی هرات باستان آمدم و حالا متعلم صنف دهم لیسه سلطان غیاث الدین غوری هرات هستم .
درسال 1383 به خانه کرایی واقع چهاراهی آمریت هرات زندگی می کردیم و پدرم به کابل رفت و آمد داشت؛ من که پسر کلان خانه بودم ، علاوه از دروس مکتب، کمپیوتر و انگلیسی را نیزمی آموختم ( البته قرآن کریم را دو سال قبل ختم و سالانه دو – سه مرتبه ختم می کنم ؛ از تصادفات زمان ، دفتر مطبوعاتی و فرهنگی آئینه در مقابل خانه ما واقع شد و من هم هر روز به آن مرکز می رفتم و در آنجا با خبر نگاران و فرهنگیان صحبت و به آن ها تبادل افکار می کردم و حتی در مسایل کمپیوتر و شکسته ، شکسته انگلیسی صبحت می کردم ؛ بالآخره عضو و همکار دفتر آئینه در هرات شدم و در مورد انترنت و سبک های ژورنالیسی شاگرد آن. در میزان 1383 با تحلیل از وضع نوجوانان قراء اطراف تصمیم گرفتم تا یک نشریه قلمی و بعداً به شکل فوتو کاپی به متعلمین به تیراژ 100 جلد چاپ کنم . شماره دوم به کمک دفتر آئینه و همکاری خوردسالان در مکتب و دفتر آئینه فوتو کاپی کردم و از شماره سوم تا شماره 16 دفتر IRC مقیم هرات به تیراژ 1200 جلد ، مجله ما را چاپ و همینکه امکانات آن دفتر محدود شد ، من به شکل خود کفا به همان ساحات ( هرات ، بلخ، غور ، بادغیس ، فراه و کابل ) آنرا توزیع کردم و مدت دو سال دفتر یونیسف در هرات در چاپ مجله ما را یاری رساند. اکنون شماره ۳۶ مجله رفاه نوجوانان را زیر کار دارم.
به همکاری ریاست عمومی سره میاشت کشور به کشور جاپان سفر رسمی 15 روزه داشتم . تشویق مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ ، اداره یونسف ، اتحادیه ژورنالیستان آزاد و سفما،همچنان برخی افراد و نهاد ها در راستای کار من مفید بوده و اکنون نیز می خواهم علاوه از کسب درجه عالی در مکتب به کار ژورنالیستی و خدمت به نوجوانان محروم پیشگام باشم .
اولین جواز کار برای نوجوانان کمتر از ۱۸ سال را سال ۱۳۸۷ توانستم با خلاقیت کاری از وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان بدست آورم و کار رسانه یی خویش را مشروعیت کاری بخشم.
همچنین عضویت اتحادیه رسانه های جنوب غرب آسیا و مرکز ژورنالیزم افغان را نیز دارم.
من از طریق مجله ام ورکشاپ های آموزشی را برای متعلمین مکاتب ولایت هرات(ادبیات،صلح خواهي و ژورناليزم تدوير نمودم.
یقین دارم که تهیه گزارش های مفید و قابل درک مطابق فرهنگ اصیل افغانی و اسلامی، ما را در راستای خدمت گذاری به انسان تشویق می کند تا درد جامعه خودرا به شیوه افغانی و با دستان افغانی درمان کرد . زمینه ترک کشور به من بار ها آماده شده ولی می خواهم در این کشور مبتکر و خلاق نو آوری های علمی و فرهنگی باشم . تمام رسانه ها و ادارات و افراد خبیر را دوستان واقعی خود می دانم و انسان با درک کسی است که خیر و منفعت آن به هم نوع اش برسد.
حالا از شما مي خواهم تا اين رسانه را كه در دورترين ساحات تاريك كشور نور علم را مي رساند، همكاري نمائيد.
ویس احمد حکمت
موسس و مدیر مسوول مجله رفاه نوجوانان
حوزه غرب کشور
ندای جوانان افغانستان