سخن نخست:
نقطه پایان بر سر تجارت با زندگی انسانها
«نویسنده: ویس احمد حکمت مؤسس و مدیرمسئول مجلۀ رفاه نوجوانان»
اخیراً حمیده عبدالله مشهور به شیرینگل پرسوز هنرپیشۀ 65 سالۀ افغان که بیش از 20 سال میشود در سویدن زندگی دارد، برای انجام عملیات پیوند کلیه (گُرده) به هرات آمد؛ عملیات خانم عبدالله با مؤفقیت سپری شد و او صاحب کلیۀ جدید و صحتمندی دوباره شد. او در صحبت هایش با رسانهها ابراز نموده که در کشورهای اروپایی برای او که وضعیت اقتصادی خوبی ندارد، انجام این عملیات دشوار بود، ولی با هزینۀ اندک توانسته در هرات کلیۀ جدید بدست آورد. مسئولان یک شفاخانۀ خصوصی که عملیاتهای پیوند کلیه را در هرات انجام میدهند، نیز از پیوند بیش از 25 کلیه در یک ماه اخیر خبر میدهند که از این میان، تعدادی از خارج از کشور به هرات آمده اند.
با وصف اینکه پیشرفت علوم طبی و شفاخانههای هرات مایۀ خُرسندی است، اما سوی دیگر قضیه چنین است:
این همه گُرده از کجا تهیه می شوند؟ از کمپنی گُرده سازی یا بطن همشهریان بی بضاعت و بی نوای ما که به دلیل فقر و نداشتن لقمه نانی، به فروش کلیههای شان مبادرت میورزند؟ پیوند کلیه و تداوی هموطنان ما که خیر، چرا از کشورهای عربی، ایران، هند و کشورهای اروپایی برای خرید کلیه و عملیات آن به هرات میآیند؟ آیا واقعاً عملیات در هرات مطمئنتر از اروپا انجام میشود یا قیمت یک عضو مهم بدن هموطن مستضعف ما برابر با 2 فیصد قیمت آن در کشورهای غربی است؟
پاسخ این پرسشها برای همۀ ما آشکاراست، قیمت کلیه در خارج از کشور در حدود پنجصد هزار دالر است، زیرا در آن کشورها پالیسی و معیارهای برای پیوند کلیه وجود دارد و نمیخواهند سلامتی یک شهروند به قیمت از دست دادن صحتمندی فرد دیگر گردد، اما قیمت گُردههای همشهریان بیبضاعت و تُهیدست ما چندصد هزار افغانی (بنابر مجبوریت آنها) تعیین شده که این میتواند نوعی جفا به سلامت یک انسان صحتمند و سؤ استفاده از ناتوانی و ضعف اقتصادی خانوادهها باشد.
نیاز است تا در قوانین صحی کشور، موادی در خصوص انتقال اعضای بدن یک فرد به فرد دیگر و قایل شدن تفاوت میان اتباع داخلی و خارجی درج شود. راهکار برای جلوگیری از آسیب پذیری افراد نیازمند و بینوا که بنابر جبر زمان اقدام به فروش کلیۀ شان میورزند، سنجیده و عملی گردد تا حد اقل ارقام کلیه فروشی کاهش یافته و از جانبی از خرید کلیههای افراد صحتمند، ولی مستضعف به قیمت بسیار ناچیز توسط شفاخانههای خصوصی و فروش آن با بهای بلند به صاحبان ثروت در کشورهای اروپائی که هزاران دالر را مصرف عیش و نوش در غرب میکنند، ولی با هزینۀ اندک در این کشور صاحب کلیه میشوند، جلوگیری شود و با درنظرداشت اصل پیشرفت علوم طبی در کشور و کمک به رشد سکتور صحی خصوصی، این سکتور روشهای دیگر برای تداوم کار شان جستجو کنند، زیرا اگر مسئولان این شفاخانهها خرید و فروش کلیه را ابتکار صحی میخوانند، پس همان کسانیکه در دهۀ 80 اطفال را اختطاف و سپس کلیههای شان به فروش میرساندند، نیز کسب ثروت به نام ابتکار صحی داشتند.
توقع میرود تا مسئولان کلینیکهای خصوصی در پی جایگزینی اندیشۀ خدمت به همنوع برای رفاه خود و جامعه به جای اندیشۀ تجارت با جان هموطنان باشند و هرگاه قوانین کشور بر اصول قانون اساسی و شرعیت محمدی استوار است، پس دولت هم فروش اعضای بدن را از نگاه عدالت و کرامت انسانی مورد بررسی قرار دهد تا تجارت حلال جایگزین تجارت مافیایی شود و به سؤ استفاده جوییها و تجارت با زندگی انسانها نقطۀ پایان گذاشته شود.
#نشرشده_در_شمارۀ108_مجلۀ_رفاه_نوجوانان_ندایجوانانغربافغانستان
ندای جوانان افغانستان