عملکرد متحد برای محو فساد اداری؛ امیدواری یا یأس؟

نویسنده: استاد حمیده بارک

از دیدگاه منافع عمومی، آن عده فعالیت‌های کارمندان و مسئولان دولتی که به منافع عمومی لطمه وارد نموده و هدف انجام آن، نفع رساندن به انجام دهنده و یا شخص دیگری باشد که انجام دهندة فعالیت را به چنین عملی ترغیب و تشویق و یا هم در ازای وجه معینی مجبور نموده است، فساد اداری خوانده می‌شود که بدین ترتیب منافع عمومی مد نظر گرفته نشده و دست به اقدامات خلاف قانون برای دست یافتن به منافع شخصی زده شده است؛ اما در معنای وسیع، فساد را می‌توان هر گونه انحراف و استفادة سؤ و غیر قانونی از مقام و موقعیت شغلی کارمندان و مسئولان حکومتی و یا هم سؤ استفاده از اختیارات و صلاحیت‌های دولتی برای کسب منافع شخصی دانست. فساد در اخلاق اسلامی و ملی ما از زشت‌ترین و ناپسندیده‌ترین کلماتی است که مفهوم انهدام در ساختار اجتماعی و اقتصادی جوامع که سبب انهدام سیاسی نیز می‌گردد، را افاده می‌نماید. هر زمانی که به پیدایش پدیدة رنج‎آور فساد در افغانستان بیاندیشیم، بیشتر از هر چیز دیگر جنگ و ناآرامی به ذهن ما خطور می‌نماید؛ این بدین معنی است که جنگ‌های متواتر در چند دهة گذشته در کشور، هرج و مرج و نابسامانی‌ها سبب بروز پدیده‌های منفی منجمله فساد اداری و رشد سریع‌السیر این پدیدة مهلک در جامعة مان گردیده است. سقوط نظام‌ها یکی پی دیگر که زمینه برای استفاده‌جویی‌های انفرادی، قومی، سمتی، حزبی و گروهی را مساعد ساخت، تشکیل گروه‌های مسلح و ایجاد مراکز متنوع و گاهاً متضاد در حالت عدم وجود نهادهای رسمی و قانونی در آن زمان، مداخلة صریح بیگانگان در امور داخلی کشور مان، موجودیت و تقویت کشت مواد مخدر در خاک افغانستان، استفاده از پول سیاه در اقتصاد کشور، ناهمگونی و عدم وجود یک هستة تأثیر گذار رهبری و یا نهاد مسوول که قادر به مهار مصیبت‌های وارده در آن زمان بوده باشد، عدم ارادة قوی برای مبارزه با فساد اداری در دهة اخیر، وجود برخی حلقات درون نظام که مانع مبارزة جدی با فساد اداری می‌گردند و ده‌ها دلیل دیگر می‌تواند از عوامل تقویت و افزایش انواع فساد اداری در کشور باشند. آنچه رنج‌آور است، تلاش برخی زورمندان و مسئولان نهادهای خارجی برای افزایش ثروت شخصی شان بوده که سبب رشد انواع مختلف فساد منجمله رشوه‌ستانی، اختلاس، سؤ استفاده از صلاحیت‌ها و امکانات وظیفوی مسئولان دولتی و سایر پدیده‌های ویرانگر در کشور گردیده و تا حد زیادی مانع رشد و انکشاف جامعه از دید اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شده است. اکنون، پس از گذشت 15 سال از روی کار آمدن نظام جدید در کشور، شهروندان خسته از جنگ، مبدل به شهروندان خسته از جنگ، فساد و بی عدالتی شده اند که همین امر سبب بی باوری مردم نسبت به حکومت مرکزی گردیده است؛ هرچند اقدامات اخیر رهبری حکومت برای مبارزه با فساد اداری سبب ایجاد خوش‌بینی‌ها در میان شهروندان گردیده، اما نیاز است تا دولت در چوکات یک استراتیژی واحد، قابل تطبیق و مؤثر در مدت زمان کوتاه، برای حذف فساد اداری از فرهنگ افغانستان تلاش همه جانبه نموده و رضایت باشنده‌گان همه نقاط کشور را جلب نمایند. در حالی از نیاز عاجل به حذف فساد اداری و مبارزة قوی و بدون استثنأ با این پدیده در کشور مان سخن می‌گوئیم که باید دست استفاده جویان داخلی و خارجی کوتاه گردیده و مراکز عدلی و قضائی کشور با فساد پیشه گان بزرگ و دسته اول کشور مبارزة قاطع نمایند و بدین ترتیب ضمن اینکه رهبری حکومت، ریشه‌های این افراد فاسد و منفور را از دستگاه‌های درجه یک حکومتی خشک نمایند، از بدنامی و قربانی شدن عدة از کارمندان پائین رتبة پاک و عاری از فساد تحت عنوان مبارزه با فساد اداری جلوگیری گردیده و همه اقشار جامعه به خصوص دولتمردان، عملکرد متحد برای محو فساد اداری داشته باشند تا یأس و نومیدی به امیدواری‌ها مبدل گردد.

http://www.outlookafghanistan.net/assets/2017/Corruption%20in%20Afg%2020170%2006.jpg