ضعف استعدادیابی در معارف؛ به کجا خواهیم رفت؟
ضعف استعدادیابی در معارف؛ به کجا خواهیم رفت؟
نویسنده: سید خالد آثمی
هرگاه بخواهیم به موضوع عدم آگاهی متعلمین معارف از انتخاب رشته و تعیین هدف تحصیلی بپردازیم، چالش یاد شده از دیر باز وجود داشته، در عصر حاضر کاملاً مشهود است و به خوبی میتوان این ضعف و خلا را حس نمود.
فرایند استعداد یابی یکی از مهمترین مسائل در پیشرفت یک جامعه است که متأسفانه در جامعة خویش ما با ضعف استعدادیابی در معارف و سیستم تعلیم و تربیه مواجه هستیم.
اهداف تعلیم و تربیه باید بر اساس ارزشهای فردی و اجتماعی، آداب، رسوم افکار، عقاید مردم و سنتهای رایج جامعه وضع شوند. از آنجا که ارزشهای فردی و اجتماعی از زمان و مکان تبعیت میکنند، لذا با یکدیگر متفاوت هستند، از اینرو اهداف تعلیم و تربیه نیز باید بنابر شرایط زمانی و مکانی متغیر باشند. در تعیین اهداف هر جامعه باید شرایط جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، آداب و سنن ملی و مذهبی و غیره را در نظر گرفت. با توجه به اینکه جوامع مختلف، شرایط طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و سنتهای گوناگون دارند، لذا نمیتوانند اهداف واحدی داشته باشند، که متاسفانه در کشور ما اصل یاد شده رعایت نمیگردد و در قسمت تعیین هدف، از نمونه برداری استفاده می شود؛ نه مسوولان معارف در اندیشۀ تولید فکر هستند و نه هم شاگردان مکاتب که در واقع این امر نشان دهندۀ عدم فراخی دید و پوشش سراسری مزیت تعلیمی و تحصیلی برای اقشار مختلف جامعه میباشد.
اگر بخواهیم به مبحث روانشناسی این موضوع بپردازیم؛ از زمانی که جامعه تعلیم و تربیهی صحیح جوانان را مد نظر قرار داده، نیاز به روانشناسی تربیتی نیز به میزان بسیار زیادی محسوس است. امروزه مؤسسات تعلیمی نمیتوانند فقط به آموختن پارۀ از معلومات و دانستنیها به متعلمین اکتفا و مانند گذشته ذهن آنها را با فورمولهای خشک و بیجان و تیوریهای علمی انباشته کنند. در شرایط کنونی هدف تعلیم و تربیه، پرورش استعدادها، تواناییها و قابلیتهای جوانان به نحو مطلوب و همچنین تقویت تفکر و اندیشه، برانگیخته ساختن ذوق و عواطف و احساسات و تمایلات آنها است.
علاوتاً متعلمین باید به گونهی تربیت گردند که ضــمن کسب عادات مفید و مهارتهای لازم، قادر به مــبــارزه با مشکلات در زندگی خویش بــاشند. بنـابر این اگر اهــداف
تعلیم و تربیة یک جامعه براساس اصول، قواعد و نظریههای روانشناسی تربیتی تدوین شود، سیستم آموزشی آن جامعه نیز موظف میشود تا به استعدادها و قابلیتهای متعلمین توجه کند، تواناییهای آنها را در نظر گیرد، نیازها و خواستههای شان را برآورده سازد و با توجه به خصوصیات رشد و تکامل که در ابعاد مختلف، آنها را در انتخاب رشته تحصیلی برای کسب وظیفه و حرفة مناسب رهنمایی و هدایت کند.
اهداف در آئینهی آینده:
یکی از مسائل اساسی در تعیین اهداف تعلیم و تربیه، آینده نگری است. جهان پیوسته در حال تغییر و دگرگونی میباشد؛ گسترة علم و دانش روز به روز وسعت مییابد. هر روز اختراعات و اکتشافات جدیدی را شاهد هستیم و بشر به کشف مجهولات بیشتری توفیق مییابد. شناخت و معرفتهای امروزی بشر نمیتواند برای فردای جامعه کافی و خالص باشد. به هر اندازۀ که سطح فرهنگ جامعه بالا میرود و پیچیدگی و وسعت تمدن بشری بیشتر میشود، به همان اندازه نیازهای جامعه و شهروندان گسترش مییابد. لذا متعلمین امروز باید به شکلی تربیت شوند که بتوانند خود را با شرایط دنیای متغیر آینده هماهنگ کنند. متعلمین امروز آینده سازان فردا هستند و فعالیتهای جامعه در آینده بدست ایشان خواهد افتاد.
بنابراین در تربیت آنان نباید فقط وضع موجود جامعه، ملاک قرار گیرد، زیرا در این صورت نه فقط برای اداره جامعه آماده نمیشوند، بلکه افرادی ضعیف و بی اراده بار خواهند آمد که حتی قادر به حل مشکلات خود هم نخواهند بود.
با توجه به موضوعات فوق پیشنهاد میگردد تا با برگزاری سیمینارها و برنامههای متنوع درین خصوص، متعلمین را از جزئیات رشتههای قابل دسترس در جامعة فعلی با خبر ساخت و آیندة شغلی رشتههای مختلف را برای شان یادآور شد. استاد رهنما یا روانشناس مخصوصی در همین زمینه در هر مکتب موجود باشد و خانوادهها که نقش بارز و مهمی را در مشوره دادن به نوجوانان و جوانان دارند، سهم خویش را ادا نمایند؛ البته والدین و اعضای خانواده های نوجوانان نیز نیاز به آگاهی دارند.
لازم به ذکر است که در فرصت مناسب، باید متعلمین از صنف نهم تعیین رشته گردیده تا بدین ترتیب، تشویشی در قسمت عدم آگاهی جوانان در انتخاب رشته و نداشتن تصویر صحیح از آینده وجود نداشته و بتوانیم به آینده با دید مثبتی بنگریم و با شوق و اشتیاق به تعلیم و تربیه وادامة تحصیلات عالی جوانان بپردازیم.

ندای جوانان افغانستان